


از عشق گفتيم ونمك گير شديم تا ساحل چشمان تو تكثير شديم
گفتند غروب جمعه خواهي آمد آنقدر نيامدي كه ما پير شديم

برای فرج چگونه دعا کنیم؟

اگر به منظور جست و جوی راهکار برای تعجیل در فرج و رسیدن به وصال ایام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه و شریف)٬ در توقیعات شریفه٬ رویاهای صادقه٬ مکاشفات رحمانی و تشرفات افراد به محضر مبارک آن ولی خدا بنگریم٬ در سه مقطع میتوان رهنمودهای آن امام همام را مورد توجه قرار داد:
۱- روزگار غیبت صغری
۲- زمان صدور نامه خطاب به شیخ مفید(رحمة الله علیه).
۳- از هنگام صدور نامه تا کنون
فرمایش امام زمان(ارواحنا فداه) در غیبت صغری
امام عصر(علیهالسلام) از طریق محمدبن عثمان(ره)٬ دومین نائب خویش در زمان غیبت صغری٬ خطاب به همه شیعیان فرمودهاند:
برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که همانا فرج و گشایش شما در آن است.(۱)
در این سخن دو نکته مهم وجود دارد:
۱- کثرت دعا، یعنی به دعای کم و در زمان محدود اکتفا نشود. آری٬ منتظران واقعی حضرتش از چشم انتظاری ملول نمیشوند و هرگز از تمنای فرج خسته نمیگردند.
۲- فرج و گشایش در همه امور ما (اخروی و دنیوی) تنها و تنها به فرج و ظهور امام عصر(علیهالسلام) وابسته است. در کتاب شریف مکیال المکارم آمده است:
"یکی از زنان با ایمان و پارسا در هنگام تسلط کفار بر کشور اسلامی و غم و ناراحتی شدید مردم٬ بزرگی را در عالم رویا دید که میفرمود:
اگر مومن پس از نمازهایش٬ همانطوری که وقتی خود مریض یا مقروض میشود، یا به گرفتاری دیگری دچار میآید٬ برای رفع گرفتاری خود٬ به دعا کردن به جِد روی میآورد؛ در دعا برای فرج مولایش مواظبت و مداومت کند٬ انسان که فراق امام زمان(ارواحنا فداه) باعث غم و ناراحتی او شده و قلبش را شکسته و احوالش را پریشان کرده باشد٬ چنین دعایی در این حالت یکی از این دو امر را موجب میشود: یا امام زمانش سریعتر ظهور میکند یا غم و ناراحتی مومن دعاکننده٬ با برطرف شدن گرفتاریهایش و نجات از فتنهها٬ به خوش حالی مبدل میشود." (۲)
برای تعجیل در فرج امام زمان(عج) صلوات
پینوشتها:
۱- کمال الدین، ۲، ص ۴۵۸ (باب ۴۵- ح۳)/ احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۹/ بحارالانوار، ج۵۳، ص ۱۸۱-۱۸۲.
۲- مکیال المکارم، ج ۱، ۴۶۰.

ژانت گفت: «جمعه یعنی همون فرای دی!»
و از جلوی پنجره كنار رفت تا من برف سنگین حیاط را ببینم. سالنامه را گذاشت روی تخت و رفت توی آشپزخانه.
آقای مانیسیان تعجب كرده بود كه چرا دخترش برای كریسمس به خانه نمی رفت.حق هم داشت. البته بهانه ژانت هم بهانه خوبی بود كه گفته بود: «مجبورم خوابگاه بمونم...درسام انباشته شده... می خوام از زهرا كمك بگیرم!»
و زهرا من بودم و تازه من درسم از ژانت ضعیف تر بود و من اصلا خودم خواهش كرده بودم پیشم بماند. البته خودم میدانستم خواهشم غیر منطقی است ولی به قول استاد رسولی: «ما زنها همه چیزمان به دلمان ربط دارد نه به مغزمان»
و من دلم خواسته بود ژانت پیشم بماند، چون هم توی درسها كمكم میكرد، هم اینكه دوست نداشتم دوران فرجه امتحانات را بروم خانه و روزی بیست و چهار ساعت با حمیده دعوا كنم حمیده جلوی بابام به من گفته بود: «توی این خونه یا من اضافیام یا تو! منو كه با هزار تمنا آوردین اینجا... همین خودت و بابات!» راست میگوید البته؛ ولی بعد از فوت مادرم، حتی قبلتر، یكی دوسال آخر زندگیاش، حس میكردم پدر بیچارهام كم كم دارد دیوانه میشود. هر روز كار و بارش را ول میكرد و مادرم را به بیمارستانهای این شهر و آن شهر میبرد؛ كاش افاقه كرده بود... پدرم ولی واقعا خسته شده بود از زندگی و همه تلخیهایش.
اگر چه بعد از رفتن مادرم خیلی تنها شدم ولی یاد گرفتم با مشكلات بجنگم و هیچوقت نا امید نشوم. هر وقت كم می آوردم با خدای خودم حرف می زدم. به نظرم تنها چیزی كه واقعا آدم را از هر بابت آرام میكند همین است. مادرم میگفت: «خدا رو فراموش نكن، حتی واسه یه لحظه!» روز آخر زندگیاش هم داشت دعا میخواند. دعا میكرد كه آقا ظهور كند. پرسیده بودم: «آقا میتونه شفات بده؟» گفته بود: «آره... اگه ازش بخوام!» پرسیده بودم: «آقا كی ظهور میكنه؟... چرا ازش نمیخوای شفات بده؟» گفته بود: «امروز پنج شنبه است شاید فردا...»
ادامه مطلب را بخوانید.
یادش بخیر ...

یادش بخیر آن روزها که در غروب سرد و محزون پاییزی، در کوچههای کبود شده از سرما، در خلوت و تنهایی، از مدرسه به جست و جوی وسعتبینشان شما میپرداختم، احساس میکردم با تمامی گمنامیتان، به پاکی انتظار و به لطافتبارانید . آنقدر بارانید که حتی بوتههای خار را نیز آبیاری میکنید . گاهی فکر میکردم خارتر از همه خارهای گلستان عشق شما هستم و این خجلتخط قرمزی بر افکار سبزم میکشید تا به خانه میرسیدم ... هرم و گرمای اتاق نفسم را حرارت میداد و مرا بی اختیار به سمتبخاری میکشاند، ولی تداعی تفسیر حدیثی از امام حسن عسکری (ع) در ذهن من که میفرمود: «مهدی جان! در شهر و در بین مردم منزل مگیر و در دشتها و میان کوهها ساکن شو» ، حتی فرصت تازه کردن نفس را هم از من میگرفت و برقی سبز مرا به سمت اتاق سرد و تاریک خودم میکشاند . دستم به طرف کلید برق میرفت اما دلم اجازه نمیداد . مطمئن بودم مرا در تاریکی بهتر میبینید . بر گنبد قدس سجادهام میایستادم و تکبیر میگفتم . همیشه حس میکردم قبلهام باید طاق دو ابروی شما باشد . کعبه بهانهای بود برای دیدارتان، خیلی دنبالتان گشتم در تاریکی و روشنایی در جمع و در خلوت، اما افسوس ... نشان از شما در هیچ کس ندیدم; مطمئن بودم تنها خورشید است که صبورانه غربت و مظلومیتتان را نظاره میکند و میسوزد، دلیل حرارتش نیز همین است .
هرگاه سیب سرخی مییافتم عطرش را به جان میخریدم; آنقدر میبوئیدمش که دیگر هیچ بویی دلخوشم نکند، چون شنیده بودم عطر سیب میدهید .
ادامه ..................
ادامه مطلب را بخوانید.
نور رخسار تو را نیمه شبی چون دیدم تـا سحـر روی تو شد قبـله گه امیـدم
روشنای رخت ای پردگی ، پرده نشین فارغم کرد زهر چه به جهان می دیدم
بارها نقش خیال تو به دل حـک کردم سـالها غنچه احساس به یادت چیدم
تا بشویم رهت ای نو گل ریحانه ، ببین شـبنم ســرخ زچشــمان تـــرم باریـدم
خار ماندن به برت ، به زگل بی تو شدن من همین نکتـه زسـیر چمنت فهمیدم
به امیدی که به گل بوسه ز رویت برسم هر گلی دیده ام از جانب تو ،بوسیدم
بس کـن این ناز، مـرا کشـت تمـنا و فراق گل نـرگس مکن این بار دگـر، نومیـدم
*** اللهم عجل لولیک الفرج***
امسال روز جهاني قدس در حالي فرا مي رسد كه منطقه و جهان شرايط تازهاي را تجربه ميكنند و فلسطين هم پس از شصت سال اشغال و آوارگي همچنان در كوران تروريسم و نسل كشي، اسير نقشهها و توطئههاي شوم صهيونيسم جهاني و حاميان آنهاست و جهان عرب و اسلام نيز با چالشهاي كهنه و تازهاي روبرو است
رژيم صهيونيستي پس از جنگ 33روزه لبنان، در جنگ 22 روزه غزه نيز متحمل شكست سختي شد و در رسيدن به اهدافش در اين جنگ ناكام ماند. در همين حال، در سال گذشته ميلادي نيز بار ديگر حزب تندرو و راديكال ليكود به رهبري بنيامين نتانياهو و با مشاركت حزب "اسرائيل خانه ما " به رهبري "اويگدور ليبرمن " وزير امور خارجه فعلي اين رژيم زمام امور را در فلسطين اشغالي به دست گرفت. از ديگر سو، رژيم صهيونيستي اخيرا عمليات حفاري در زير مسجد الاقصي و يهودي سازي قدس شريف را شدت بخشيده است و با گسترش اين حفاريها و اقدامات تخريبي در زير و اطراف اين مكان مقدس، هر آن احتمال ريزش بخشهايي از مسجدالاقصي و يا احتمال تهاجم جمعي يهوديان افراطي به آن مي رود. مجموع اين تحولات و شرايط كنوني ضمن اين كه بيانگر پيچيدگي اوضاع منطقه است، بر اهميت روز جهاني قدس در سال 2009 ميلادي مي افزايد. روزي كه يادگار معمار كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) و بيانگر عمق درايت و فهم صحيح ايشان از قضيه فلسطين و منازعه خاورميانه است. روز قدس نماد اسلاميت قضيه فلسطين و روز إحياي آن و تاكيد بر اين نكته است كه منازعه خاورميانه منازعهاي عربي - صهيونيستي و يا همان گونه كه برخي تلاش ميكنند، فلسطيني- صهيونيستي نيست، بلكه منازعهاي اسلامي ـ صهيونيستي است. در مقطعي، صهيونيستها و ابرقدرتهاي حامي آنها عامدانه و برخي طرفهاي عربي و فلسطيني از روي اشتباه يا به عمد تلاش ميكردند كه بعد اسلامي قضيه فلسطين را با محدود كردن آن به قضيهاي صرفا فلسطيني بزدايند. در واقع امام خميني (ره) با درك عميق خطر صهيونيسم و انديشههاي توسعه طلبانه آنها با نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهاني قدس ضمن تاكيد بر ماهيت اسلامي قضيه فلسطين و قدس، خطر رژيم صهيونيستي و صهيونيسم را به جهان اسلام گوشزد كردند و به همين خاطر است كه روز قدس را روز اسلام مي ناميدند و بر گراميداشت و احياي آن تاكيد مي نمودند. خود زمان اين مناسبت نيز كه در ماه مبارك رمضان ماه نزول قرآن كريم قرار دارد، انتخاب بسيار سنجيده و راهبردي است، چون مسلمانان تقريبا پس از يك ماه عبادت و روزه داري از صفاي درون بهتري برخوردار بوده و بيشتر از هر زمان ديگري آمادگي دفاع از مسائل اسلامي و جانفشاني در اين راه را دارند. روز جهاني قدس روز دفاع يكپارچه مسلمين از اعتقادات، باورها و مقدسات اسلامي است و روز اعلام اتحاد عملي و نظري جهان اسلام در راستاي آزاد سازي فلسطين، قدس شريف و مقدسات اسلامي است. در واقع قضيه فلسطين و قدس براي جهان اسلام وحدت بخش و اتحادآفرين است و اتفاق نظر تمامي امت اسلام از سلايق و مكاتب مختلف فكري و مذهبي گرفته تا جريانهاي سياسي حول محور قدس و فلسطين ميتواند نويدبخش اتحادي فراگيرتر در جهان اسلام در مقابل قدرتهاي زورگو و ياغي باشد.
در حقيقت مساله قدس در كنار مساله آوارگان محوريترين و اساسيترين بخش منازعه خاورميانه محسوب ميشود و هرگونه كوتاهي و سهلانگاري در قبال آن، كل قضيه فلسطين را تحتالشعاع خود قرار ميدهد و آسيبهاي جبرانناپذيري به آرمان فلسطين وارد ميسازد.
قدس شريف در طول تاريخ اسلام همواره معيار قوت، اقتدار، ضعف و انحطاط امت اسلامي بوده است، به اين معنا كه هر وقت قدس آزاد و از لوث وجود اشغالگران رها بوده، امت اسلام در اوج عزت، كرامت و اقتدار بوده و هر وقت در اسارت و تحت اشغال بيگانگان بوده، نشانه ضعف و انحطاط امت اسلام بوده است. زماني كه قدس قريب به صد سال در اسارت صليبيها بود، جهان اسلام وضعيت بسيار خفتبار و شكنندهاي داشت و از هر سمت و سو مورد تهاجم و تاخت و تاز بيگانگان قرار ميگرفت و به عبارت بهتر منطقه به برده صليبيها تبديل شده بود. تا جايي كه يكي از سربازان صليبي در نامهاي به مادرش مي نويسد كه در قدس اسبان ما بر روي دريايي از خون مسلمانان حركت ميكنند. اما زماني كه در تاريخ 2 اكتبر 1181 به آغوش اسلام بازگشت، مسلمانان اقتدار و عزت از دست رفته خود را باز يافتند و توانستند در مقابل زياده خواهيهاي "ريچارد اول " پادشاه انگلستان و "فيليپ آگوست " پادشاه فرانسه ايستادگي كنند. اما دوباره دوران ضعف و انحطاط مسلمانان شروع شد و ساليان ديگري جهان اسلام هدف تاخت و تاز و تاراج بيگانگان قرار گرفت و مماليك اسلامي از ايران گرفته تا شام و بغداد به تصرف مغول درآمدند، اما وقتي سپاهيان مغول به سوى فلسطين سرازير شدند، مملوكيان به فرماندهى "بيبرس " در سال 658 هـ راه آنان را سد كردند و در نبرد عين جالوت شكست سختى بر مغولان وارد آوردند و آنها در اين نقطه متوقف شدند و جلوي پيشرويشان گرفته شد. پس از اين شكست تاريخي مغول در فلسطين و آزادي قدس، مجددا دوران شكوفايي و عزت امت اسلام شروع شد تا اين كه امپراتوري عثماني تجزيه و جهان عرب و اسلام پاره پاره و به كشورهاي كوچكي تبديل شدند و قدرتهاي استعمارگر با بهره برداري از ضعف مماليك اسلامي توطئهاي بزرگ براي منطقه خاورميانه و قلب جهان اسلام چيدند و با قيمومت انگليس بر فلسطين زمينههاي اجراي سياستهاي استعماري نوين خود را فراهم آوردند و با انتقال يهوديان ساكن كشورهاي مختلف دنيا به سرزمين فلسطين به تعبير خواب شوم خود در اين منطقه پرداختند و عملا در 14مي 1948 فلسطين به دست صهيونيستها سپرده شد و رژيم صهيونيستي اعلام موجوديت كرد. از آن زمان سير قهقرايي جهان اسلام شدت بيشتري گرفت و به دنبال ضعف و ناتواني كشورهاي عربي و گسترش انديشههاي ناسيوناليستي و دوري عربها و مسلمانان از انديشهها و تعاليم اسلامي نه تنها فلسطين بلكه بخشهايي از كشورهاي مصر، لبنان و سوريه نيز به اشغال صهيونيستها درآمدند و ارتش هاي عربي در تمامي جنگهاي خود با دشمن به جز در سال 1973 شكست خوردند، در همين حال برخي ديگر از كشورهايي اسلامي با روي كار آمدن حكومتهاي وابسته اسير استعمار نوين غرب شدند. علت اصلي اين قهقرايي و شكستهاي متوالي هم دوري از جهاد و آموزههاي اسلامي بود. ارتشهاي عربي به جاي بانگ غيور "الله اكبر " با شنيدن ترانههاي خوانندههاي عرب به صحنه نبرد ميرفتند و نتيجهاي جز شكست هم عايدشان نميشد. در اين شرايط، انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني (ره) در سال 1978 ميلادي (1357 هجري شمسي) شكل گرفت و به تبع آن جنبشهاي اسلامي در فلسطين، مصر و ديگر كشورهاي اسلامي قوت گرفتند و قضيه فلسطين رنگ و بوي اسلامي خود را باز يافت و اين گونه، مجاهدتها و تلاشهاي خستگي ناپذير شهيد عزالدين قسام و همرزمانشان كه از دهه 30 ميلادي عليه اشغالگران انگليسي در فلسطين شروع شد، تداوم يافت. سپس انتفاضه "سنگ " در فلسطين شروع شد و براي اولين بار ناقوس خطر رژيم صهيونيستي را به صدا درآورد. به دنبال اين قيام مردمي، عملا پس لرزههاي تضعيف پايهها و اركان رژيم صهيونيستي يكي پس از ديگري آغاز شد و با شروع انتفاضه الاقصي و پيروزيهاي غرور آفرين حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و جنبش مقاومت اسلامي "حماس " در جنگ 22روزه غزه، آشكارا صداي اين ناقوس به گوش ميرسد و از سوي ديگر نيز زمزمههاي بازگشت جهان اسلام به دوران عزت و عظمت و كرامت خود بيش از هر زمان ديگري شنيده ميشود، اما تداوم اين روند بسته به اتحاد و وحدت عملي نيروهاي مسلمان، ملتهاي عربي و اسلامي و پايبندي آنها به تعاليم ديني و پايداري در برابر اشغالگران صهيونيست و توطئهها و سياستهايي آنها و حاميانشان است.
باز شب و روز جمعه اي ديگر از راه رسيد ودل ما ياد بهار انتظار کرده است وتمناي حضور تو بار ديگر در جانمان شعله مي کشد و عقلمان با پرسش هاي آخر الزماني سرخ مي گردد ولي پاسخ جز از ناب ترين سرچشمه ها نجوييم يعني قرآن.اينگ سوالات ما وپاسخ هاي کتاب الهي!
سؤال اول: دليل و آيه اي بر وجود امام زمان عليه السلام را بيان فرماييد.
1- در سوره قدر خداوند مي فرمايد: «تنزل الملائکه والروح فيها بإذن ربهم من کل أمر ». تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مي نمايد. يعني در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمين نزول مي فرمايند. در دوران رسول الله صلي الله عليه وآله به شخص پيامبر نازل مي شدند. و در هر عصري بايد کسي هم شأن پيامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصي که هم شأن پيامبر صلي الله عليه وآله است امام زمان عليه السلام است.2- خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله مي فرمايد: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده في القربي ». به دليل عقلي، دادن اجر رسالت پيامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پيامبر «موده في القربي» است پس بايد «في القربي»رسول الله صلي الله عليه وآله در هر عصري باشند تا مردم با مودت به ايشان اجر رسالت را بدهند. و «في القربي» الان امام زمان عليه السلام مي باشند.
سؤال دوم: چگونه زنده ماندن امام زمان عليه السلام تاکنون امکان دارد؟
1- خداوند در مورد حضرت يونس عليه السلام مي فرمايد: «فلولا أنه کان من المسبحين للبث في بطنه الي يوم يبعثون ». اگر يونس از تسبيح کنندگان نبود در شکم ماهي تا قيامت مي ماند. وقتي خداوند مي تواند يونس را تا قيامت در شکم ماهي زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان عليه السلام نيز براي او امري ممکن است.2- اصحاب کهف سيصدونه سال در غار زنده ماندند «ولبثوا في کهفهم ثلاث مأته سنين و أزدادوا تسعا ».
ادامه.............................
ادامه مطلب را بخوانید.
سوار خسته من، ای سوار گردآلود
چگونه می رسی آخر به شهر آهن و دود
چه انتظار غریبی ست، انتظار طلوع
در این شب، این شب قطبی، شب غبارآلود
در انتظار تو چشمم به راه مانده سپید
به پیش پای تو، گسترده راه قیراندود
هزار سال شب آمد، هزار سال سحر
در آسمان ندرخشید اختر موعود
تو موج نوری و از عمق آب آمده ای
که خون سبز تو روییده در کرانه رود
قبای سبز بیفکن ز دوش، می دانم
به روی شانه تو مانده زخم های کبود
بیا که گرد غم از سینه پاک خواهد شد
کنون که گریه توان کرد با تمام وجود
بیا و باز بکش بادبان زورق صبح
که بی تو کس نتواند دری به روز گشود
کنون که راز شکستن، طلسم سینه توست
سکوت تلخ مرا بشکن ای طنین سرود
شاعر : حسین الهامی
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|





